|
|
|
|
كتابخواني وقورمه سبزيبرخی ایرانیان به کنایه میگویند هر کس زیاد کتاب بخواند، سرش بوی قورمه سبزی میگیرد دراین تمثیل یا طنز، واقعیتی نهفته است، کتاب و مطالعه فرد را به تأمل وا میدارد و موجب پرسش میشود.
مطالعه آگاهی میآورد، کتاب خلوتی برای کتابخوان میشود تا فرد بیاندوزد و بیاندیشد. کتابخوانی اما آموختنی است و این آموزش باید از کودکی آغاز شود. فرهنگ کتابخوانی یک سرمایه ملی است که بازدهی خود را به شکلی مستقیم در پهنههای رشد یک کشور نشان میدهد كتاب، كالايى است براى مصرف در شرايطى امن و باثبات. مردمى كه زندگى شان را در فقر و هراس از جنگ و ناامنى مى گذرانند، اصولاً براى كتاب اهميت چندانى قائل نيستند. در شرايطى كه مسئله اصلى يك جامعه مبارزه براى بقاست، كسى دل و دماغ كتاب خواندن نخواهد داشت.
پس درحال حاضر كتاب و كتابخواني چه موقعيتي در كشور ما ايران دارد؟ اين سؤالي است كه همه آنهايي كه دغدغه توسعه اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و در يك كلام آرزوي رشد و كمال اين كشور را در دل دارند، بايد پاسخي اساسي براي آن پيدا كنند. تجربه جهاني نشان مي دهد كه رشد و توسعه تمدنها، ريشه در رشد فكري و فرهنگي هر جامعه دارد و بدون رشد فرهنگ كتابخواني در جوامع، نمي توان به رشد هيچ تمدني دل خوش كرد. بايد تأكيد كرد كه عليرغم رشد رسانه هاي گوناگون جمعي تاكنون هيچ رسانه اي نتوانسته است نقشي را كه كتاب در رشد تمدنها داشته است، ايفا نمايد. کتاب به عنوان مهمترین محمل اطلاعاتی از سنگ نبشته ها گرفته تا شکل امروزین آن، همواره نقش مهمی در فرآیند ارتباطات و دیالوگ فرهنگی داشته است. افزايش قابل توجه سطح دانش عمومي جامعه باعث مي شود كه مردم درمورد موضوعات مهم اجتماعي و عمومي كه با سرنوشت خود و جامعه ارتباط پيدامي كند، حساسيت بيشتري نشان دهند و از موضع آگاهي اتخاذ موضع كرده و يا تصميم گيري نمايند، مثلاً در انتخابات مجلس يا رياست جمهوري يا ساير مسائل مهم كه با واكنش، موضع گيري منطبق بر علم و آگاهي مردم است. گرچه كشورهاي درحال توسعه نزديك به 80درصد جمعيت جهان را تشكيل مي دهند، اما كمتر از 30درصد كتابهاي مصرفي جهان را توليد مي كنند و كمتر از اين نسبت نيز به كتابخواني مشغول هستند، اين در شرايطي است كه كشورهاي پيشرفته يا توسعه يافته كه حدود 20درصد جمعيت جهان را تشكيل مي دهند، 70درصد كتابهاي مصرفي جهان را توليد مي كنند. آمارها به روشنی نسبت مستقیم توسعه اقتصادی و اجتماعی را در رونق و رکود بازار نشر و کالاهای فرهنگی نشان می دهد. اما در کنار عوامل مذکوردلایل دیگری نیز برای کتاب نخوانی (واژه ای در مقابل کتابخوانی) ارائه می شود که خارج از چهارچوب مباحث فوق نمی باشند اما گاهاً به عنوان متغییر های مستقل شناخته می شوند که مهمترین آنها را از نظر می گذرانیم. نارساییهای سیستم آموزش رسمی در مهم جلوه دادن کتابهای درسی و جلوگیری از مطالعه متون غیر درسی و آزاد: بعضی از فعالان حوزه فرهنگ مهمترین دلیل عدم توجه به مطالعه را در نارساییهای سیستم آموزش رسمی جستجو می کنند و به عقیده آنان بیماری کنکور زدگی مدارس و کلاً سیستم آموزشی ما را از تحرک و پویایی انداخته است. قالب های بسته بندی شده ای به نام واحدهای درسی به دانش پژوه تحمیل شده که ارزشگذاریهای یادگیری، میزان پیشرفت تحصیلی، بسته به حفاظت و انتقال دادن دقیق این قالبها توسط دانشجوست. چون در سیستم آموزش ما هدف از تحصیل رفتن به دانشگاه است و آزمونها و سوالات کنکور نیز همانند که در قالب ها آمده اند، دانش پژوه هیچ نیازی به تحقیق و پژوهش نمی بیند و به سمت مطالعه جهت آموختن نمی رودمتاسفانه نظام آموزش رسمی ما دانشجو را موجودی وابسته بار می آورد که در داخل دایره ای به نام متون درسی در گردش است و هرگز نمی تواند و یا بهتر بگوییم نظام آموزشی چنین اجازه ای به او نمی دهد که پا را از این دایره فراتر بگذارد و افق دیدش را روشن نماید زیرا "طبیعت آموزش رسمی (ما) اساساً قالب سازی است یعنی افرادی با ویژگیهای تعریف شده وارد آن می شوند، ناگزیرند انتظارات نظام آموزشی رابرآورند و طی شرایطی متساویاً از آن خارج شوند و هر کس با این ساختار انطباق نیابد شایسته دریافت مجوز خروج نیست. بنابراین در این نظام بیش ازآنکه استعداد و علایق فردی مورد نظر باشد قابلیت انطباق مد نظر است اگر سیستم آموزش رسمی آموزشگر را آزاد بگذارد و خط و نشانی از پیش برایش نکشد و به اصطلاح او را به مجرای واحدی هدایت نکند روش استدلال علمی را یاد میگیرد و با شیوه درست تحلیل آشنا می شود. او دیگر آموزش نمی بیند صرفاً به قصد اینکه مدرکی بگیرد و در یک دایره دولتی به کار مشغول شود بلکه ذهن نقاد وپژوهشگر او به پردازش داده ها، یافته ها و دانش آموخته می پردازد و از برونداد آنها به حقایق جدیدی می رسد و شاید مطالعات آینده اش را بر مبنای یکی از همین موضوعات متمرکز کند. کار سیستم آموزش بسته ما در ارائه متون درسی به کار محققی می ماند که علی رغم وجود منابع و محمل های مختلف و متنوع تنها یک منبع را در نظر گرفته و در راستای از پیش تعیین شده ای گام بردارد. مشخص است که چنین تحقیقی چه جایگاهی در میان کار محققان خواهد داشت و تا چه اندازه از نظر علمی قابل قبول خواهد بود؟ به طوریکه کتابخوانی و مطالعه را در انحصار گروهی میداند که یا محصل و دانشجوند و یا جهت ارتقای شغل و تامین مایحتاج زندگی بالاجبار کتابخوان شده اند به عبارتي كتابخواني اجباري است عدم آگاهی از اهمیت مطالعه در پیشرفت روحی و اجتماعی افراد: خانواده ها فرزندان را طوری بار می آورند که فقط دنبال کارهایی بروند که کمکی به بهبود وضع اقتصادی آنان بکند فلذا چون مطالعه را در آن راستا نمی دانند، دلیلی برای مطالعه در خود نمی بینند و به سمت کتاب و کتابخانه نمی روند.همچنين كمتر خانواده اى فقير از پول كوپن هاى گوناگون و احتياجات روزمره مى زند تا براى فرزندانش كتاب تهيه كند. به اين ترتيب، اين نسل با چشم هايى از حدقه درآمده به اتفاقاتىمي نگرد كه با سرعتى باورنكردنى در پيش چشمش رخ مى دهد، سرعتى كه فرصت هاى تامل و تفكر براى ناظر باقى نمى گزارد. کم انگیزه بودن نسل جوان نسبت به خواندن و ناشناخته بودن عادتهای مطالعه: مطالعه زمانی تبدیل به نوعی ضرورت می شود که انگیزه های گوناگون حیات اجتماعی و فردی چنان آن را در بر بگیرد که گریزی جز انجام آن نباشد. ما ممکن است در امور تکلیفی افراد را به رغم میل باطنی آنان به کاری واداریم ولی در اموری که فرد در رد یا قبول آن آزاد است نمی توان از عامل تحمیل یا اجبار استفاده کرد بلکه باید برای آن انگیزه و هدفی تدبیر کرد. مطالعه از زمره امور غیر تکلیفی و آزادانه است و هرگاه نتوانیم انگیزه ای برای ورود به آن پیدا کنیم حتی پندها و اندرزها نیز راهگشا نخواهند بود. ضعف فرهنگ اطلاع رسانی و عدم توجه به کتاب به عنوان یک کالای فرهنگی: صدا وسیما، مطبوعات، دانشگاهها، مدارس، موسسات غیر دولتی(NGO)ها، به عنوان کانونهای تولید اطلاعات و مرتبط با کتاب و جامعه کتابخوان باید نقش موثر و راهبردی در معرفی کتاب و کالاهای فرهنگی داشته باشند. برگزاری نمایشگاههای کتاب در اقصا نقاط کشور، معرفی کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی به دانش آموزان و دانشجویان، برگزاری جلسات نقد کتاب، بازدید از انشارات و برگزاری جشنهای کتاب و کتاب خوانی، گسترش کتابخانه های عمومی از عوامل تاثیرگذار بر رونق بازار نشر و گسترش فرهنگ کتابخوانیند. امروز جهان با ورود به عصر رسانه ها و شکل گیری جامعه اطلاعاتی ( information society) دوران نوینی را آغاز کرده است که با عبور از بحرانهای ناشی از مرحله انتقال از مدرنیته به پست مدرن شاهد تغییر و تحولاتی در چهره فرهنگی و اجتماعی جهان هستیم که الگوها و باورهای پیشین را به چالش طلبیده و ضرورت تعریفی مجدد از آنها را خواستار شده است گويي با تولید و تکثیر تکنولوژی جدید اطلاعات و ساخت ابزارهایی همسو با این یار دیرین عرصه را تنگ یافته و به حاشیه رانده شده است و تا آنجا که صحبت از مرگ کتاب را نیز پیش کشیده است اما معتقدان به تغییر تدریجی فرهنگ بر اين باورند كه بکارگیری فناوری اطلاعات در کتابخانه ها، مخصوصاً کتابخانه های عمومی میتواند بسیاری از خوانندگان فراری کتاب وحتی خوانندگان بالقوه را نیز با کتابخانه آشتی دهد. امروزه در عصر تكنولوژي رسانهاي کتاب ها نه تنها در قالب چاپي موجود هستند ، بلکه به صورت الکترونيکي نيز يافت مي شوند ، كتاب معنايي ديگر يافته كه ديگر تنها به اوراقي چند در ميان دو جلد اطلاق نميشود. مثلاً اينترنت، cdهاي فشرده، مجلات، روزنامهها و كانالها و شبكههاي تلويزيوني و ماهوارهاي نقش انتقال اطلاعات را بر عهده دارند و نانوتكنولوژي با عرضه حافظههاي گوشيهاي موبايل اكنون اينترنت احتمالاً از هر موضوع ديگري در جهان رايانه هيجان انگيزتر و جذاب تر است. تقريباً هر مطلبي که در مورد رايانه ارائه مي شود ، حداقل چند مرتبه کلمه اينترنت در آن به کار مي رود كتاب هاي الكترونيكي يا ebooks صرفاً نسخه هاي الكترونيكي مطالب مكتوب نيستند . بلكه ميتوانندعلاوه برمتن، صوت وتصاويرو … رانيز شامل شوند. بعلاوه مي توانند درقالب فايل هايي كه مي تواند توسط يك رايانه اجرا شود مانند قالب هاي Word Text ،HTML ،PDF وفايل هاي اجرايي EXE درآيند. سادگي اجرا، سادگي جستجو در متن ، داشتن قالب زيباتر ، منسجم بودن مطالب ، امكان عرضه يا فروش ساده تر و سريعتر ، داشتن قابليت افزودن امكانات مالتي مديا و … ازجمله ويژگي هايي هستند كه كتاب الكترونيكي رابه عنوان يك رسانه نو پا و رو به رشد از ساير رسانه هايي از اين دست ممتاز مي گرداند کافی نتیزه کردن کتابخانه راهکاری است که برای برون رفت از مقطع کنونی می توان بدان اندیشید .در واقع کتابخانه هم مکانی باشد برای دانشجویان دانش آموزان و محققان به قصد تقویت دانش و به روز کردن اطلاعات خود و هم پاتوقی باشد برای کسانیکه صرفاً به قصد سرگرمی و گذراندن اوقات فراغت پا به آن مکان علمی - آموزشی می گذارند. ویلیام اگبورن اعتقاد داشت که یک نوآوری مهم همه جنبه های زندگی انسان را دگرگون میکند و همچنین تکنولوژی اولین عامل تغییر اجتماعی است از آنجا که تکنولوژی به سرعت متحول می شود و تغییر در نهادهای اجتماعی به کندی صورت می گیرد، نگران وجود نوعی تاخر فرهنگی بود که به ایجاد فاصله میان نظام های اجتماعی منجر می شود. با توجه به مباحث فوق ما نیز اگر بتوانیم تکنولوؤی جدید را وارد عرصه های فرهنگی و آموزشی کنیم و به قولی تکنولوژی را با آموزش هم خوابه کنیم می توانیم تغییرات کند فرهنگی را با روند شتابناک تحول تکنولوژی همنوا گرداند . (*) 1- روزنامه اطلاعات .یاران نامهربان کتاب. پنج شنبه، 14 اردیبهشت 1385، شماره 23618. 2- روزنامه شرق/ در باره نگاه ناظر بي طرف/ پنجشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۳سال اول - شماره۲۵۷ 3- سايت اينترنتي www.ordibeheshtegan.com .مطالبي در مورد ebook 4- سايت اينترنتي amaje.kurdblogger.com ،چراکتاب نمی خوانیم ماهم با اين وبلاگ جهت افزایش معلومات، وسعت دید و کسب کردن اطلاعات از طریق کتابخوانی و استفاده از نظرات دوستان وكاربران همراه با تغيير وتحولات دنباي تكنولوژي شديم وقصد داريم با معرفي وخلاصه كتابها گامي در راه توسعه اين امر مهم نهميم.
برای اطلاعات بیشتر در مورد کتابها بر روی کتاب در « لیست کتابها» کلیک کنید. |
||
|
+
|
|
||